افزایش دستیابی به فناوری های تجدید پذیر حلقه نهایی توسعه ظرفیت کشور

مرکز نوآوری313 1 آوریل 2018 0
⏰زمان مطالعه: 3 دقیقه و سی ثانیه

توسعه شبکه برق رسانی به روستاهای بالای 10 خانوار در کشور و اخیرا هم توسعه شبکه گاز رسانی منجر به دسترسی مردم به سوخت های فسیلی ارزان و برق تولید شده ارزان در روستاهای کشور شده است . این روستاها از طریق شبکه های گسترده که با هزینه های هنگفت ایجاد شده اند به منابع تولید وصل هستند که سالانه میلیاردها دلار از انرژی تولیدی در این شبکه ها تلف میشود. از سوی دیگر تعمیر و نگهداری این شبکه ها هم میلیاردها دلار هزینه ایجاد میکند.دسترسی ارزان و آسان به این منابع انرژی منجر به هزینه های سنگین برای کشور شده است و سرعت حرکت به سمت انرژی های تجدید پذیر را کند کرده است .

در تعامل با روستاییان و قبایل عشایری که هر کدام به نحوی با چالش انرژی در استان های سیستان و بلوچستان و یا ایلام و چهار محال و بختیاری مواجه هستند به یک نکته مهم میتوان پی برد و آن هم این است که در خصوص تامین انرژی تجدید پذیر زیر ساخت های مورد نیاز از نظر فناوری بررسی نمیشوند و اینکه این زیر ساخت ها چه بازدهی و فناوری دارند اصلا مهم نیست بلکه امکان دستیابی به این فناوری ها است که مسئله اصلی است .
دو نوع دستیابی برای منابع تجدید پذیر قابل بررسی است: دستیابی فیزیکی و دستیابی مالی.

در خصوص دستیابی فیزیکی باید گفت برای اقشار کم درآمد و یا دارای مشغولیت زیاد دسترسی به مراکز عمده تجاری و شرکت های فنی هم پر دردسر و هم خیلی گران است و عملا کسی در این قضر وقت و توانممندی لازم برای این کار را ندارد. عبارت « آخرین کیلومتر» که معمولا در رابطه با صنعت ارتباطات دوربرد بکار برده می‌شود. این یعنی آخرین تکه از کابلی که برای وصل کردن مشتری به تولید کننده لازم است. آنچه برای اتمام فقر انرژی تجدید پذیر در کشور لازم داریم خرده فروشهای کیلومتر آخر است تا محصولات و زیر ساخت های انرژی پاک را به مردم برسانند. زنجیره‌های ارزش برق ،گاز ،هیزم ،سوخت از این مزیت بهره مند هستند: این سوختها در سراسر کشور حضور دارند. می‌توانید به دورافتاده‌ترین روستا در ایران بروید و فردی را ببینید که در آنجا بنزین و تقریبا همه جا میتوانید پایه ها و دکل های انتقال برق را ببینید.
نوع دیگر دستیابی،دستیابی مالی است. همه ما واقفیم که محصولات و فناوریهای انرژی پاک عموما پیش هزینه‌های بالا اما هزینه عملیاتی خیلی پایین دارند. و بر همین اساس ساتبا در کشور یارانه ای به اندازه یک سوم ارزش راه اندازی یک نیروگاه گوچک خانگی برای پایین آوردن پیش هزینه‌ها ارائه میکند. اما این یارانه‌ها برای تامین هزینه ها برای یک روستایی جذاب نیست و عملا باقی مانده را باید از جیب پرداخت کند یا وام بگیرد که شرایط این امر موجب کاهش علاقه و اشتیاق به این موضوع میشود. در حقیقت باید گفت که عملا اینکه یک روستایی وام بگیرد و با آن نیروگاههای انرزی خورشیدی را راه بنیدازد یک تصور دور از دسترس است .
بنابراین نسخه لازم برای توسعه انرژی های تجدید پذیر در کشور خیلی پیچیده‌تر از این است که فناوری های جدید را به کار بگیریم یا وام توزیع کنیم . برای این امر لازم است همزمان دستیابی مالی را مستقیماً با الگوهای خلاقانه و جدید توزیع پیوند بزنیم. پاسخ این سوال را میتوان در حلقه های اعتماد روستایی جستجو کرد و این یعنی یکی کردن اعتبار مشتری با خرده فروش. در روستاهای کشور سرمایه‌ های خرد بسیار زیاد است و با تبدیل هزینه اولیه به اعتبارات خرد از طریق عاملین فروش فناوری روستایی هم یک زنجیره ارزش فناوری تجدید پذیر در کشور ایجاد میشود و هم پول در مسیر درست و بر اساس ساختار اعتماد روستایی توزیع میشود.

پاسخی بگذارید »

شما باید وارد شوید تا بتوانید کامنت بگذارید.